واژه واژه سطر سطر زندگی

عاشق اسمم می شوم، وقتی... تو صدایم می کنی

آلوده...

  • ۱۵:۳۲

چرا هیچکی 5 تا جز قرآن رو برنمیداره؟!!! یعنی هیچکس نیست بخواد چند جز قرآن توی ماه رمضان بخونه عایا؟!!!

توی این دعوت برای ختم قرآن خیلی چیزا بهم ثابت شد....این 9 ساله به تجربه ی عمیقی از انسان شناسی رسیدم... خیلی جاها رفتم و فک نمیکردم حضور پیدا کنن برای ختم ولی اومدن... خیلی جاها فقط ادعا بودن... فقط ادعا...

فقط میدونم قدیمی ها یه چیز دیگه بودن..... البته که توقع ندارم همه سریعا بیان شرکت کنن...

امسال گرفتاری هام زیاد بودن زیاد نتونستم برای دعوت برم چون عادت دارم مطلب وبلاگ دوستان هم بخونم بعد نظر بذارم راجع بهش و بعد دعوت کنم...البته دو سه شبی هم رفتم که خب بلاگ لطف کرده بود بعضی جاها منو جزو اسپم ها شناخته بود!!!! تقبل الله بلاگ!!!خنده

..............................................................................................

هوای آلوده اینروزا رو کجای دلم بذارم؟!!! از آسمون گل میباره....

وایی دو شب پیش اینقدر سرعت باد شدید بود از خواب پریدم...حس میکردم پنجره اتاقم الاناس کنده بشه بخوره تو سرم!!!! نماز صبح رو که خوندم نماز آیات هم خوندم یکم دلم آروم گرفت بعد خوابیدم....تازه هی میگفتم خدایا من کلیییییییییییی آرزو دارما...الان زوده بخوام بمیرم...خنده

ساختمون کناریمون ساخت و ساز داره...باد میزد دم و دستگاهاشونو میریخت صدا میداد بیشتر ترس برمون میداشت...

.................................................................................................

اگه کم مینویسم بلاگ طبق تجربه س...

یه مدتا خاطراتمو که مینوشتم مثلا از خوشی ها میگفتم حس میکردم یه سری انرژی های منفی میاد سمت خوشی هام...از غم ها مینوشتم حس میکردم بازم انرژی منفی میاد.... گرچه خیلی وقتا کنار دوستان اینجا آرامش میگرفتم...ولی راستشو بگم دست و دلم برای نوشتن میلرزه...

اینه که کم پیدام...

دیگه گذاشتم مسائل خاصی رو بخوام اینجا یادداشت کنم...

مثلا اینکه هفته پیش که نرفتم دانشگاه جزوه رو گفتم همکلاسیم فرستاد...خطشو نمیتونم بخونم!!!! به نظرتون چکار کنم؟!!!!!!

بعد اصلا از درس آمار هیچی نمیفهمم....کلا افتادم رو دور غر زدن به مستر اچ.... دیشب هم همینطوری الکی الکی گریه میکردم... برام 5 تا جزوه مختلف آمار فرستاده....یه سری عکس از یه کتاب دیگه...زنگ زده... بعد من نشستم به گریه که هرچی میخونم نمیفهمم.... من چه گناهی کردم رشته م تجربی بوده و بعدم که معماری خوندم حدود 10 ساله از ریاضی به کل دور شدم غیر از جمع و تفریق و ضرب و تقسیم هیچکار دیگه ای رو یادم نمیاد؟!!!

خداااااااااااااااا

دیشب داشتم به این نتیجه میرسیدم که اصلا کی گفته باید ارشد خوند؟!!!! اونم رشته ی دیگه ای؟!!!

اصلا تو چرا نمیشینی طراحیتو کنی؟!!! بشین سر جات خیلی هم سنگین رنگین تری...

تازه به سرمم زد برم یه دعوای حسابی با استاد کنم که چه وضع درس دادنه؟!!! از هر بخش اومدی یه تکه شو گلچین کردی گفتی ما نمیفهمیم!!!!

عصرش هم مهندس شین زنگ زده بود گوشیم گفت شنیدم ازدواج کردی یه عالمه خوشحال شدم کی شیرینی میدی؟!!! گفتم هر وقت امر کنید در خدمتم.... دیگه تبریک گفت و بعدش هم گفت نمره های استاد فلانی رو زدن ها....دیدین؟!!!

رفتم دیدم استاد اومده مستقیم نمره ها رو وارد کارنامه کرده جای اعتراض نذاشته!!!!!! بعد افتضاح نمره داده هاااااا....یکی از درساشو مطمئن بودم بیست میشم....بعد زنگ زدم به عنوان اعتراض بهش تا سلام کردم میگه نه شما یه سوالو اشتباه جواب داده بودین!!!!!! یعنی من خودمو حلق آویز میکنم حتی اگه یه درصد یادش باشه من کی بودم؟!!! که با اعتماد به نفس اینقدر سریع گفت یه سوالو اشتباه جواب دادین!!!!!

بعدتر هم گفت نمیشه نمراتو تغییر داد....و قشنگ منو پیچوند.... من پاشم این هفته برم دانشگاه حتما میرم پیش معاون دانشگاه و اعتراضمو رد میکنم....فک کردن....

خیلی ازش ناراحت شدم....اولین دفعه ای بود که به یه استاد اعتراض میکردم بخاطر نمره م چون مطمئن بودم حقم کمتر از بیست نیست...

...............................................................................................

هنوز استفاده از کلمه ی زن و شوهر برام غریب هست... اینروزا رنتوپولی روی گوشی هامون نصب کردیم و بعضی شبا با مستر اچ بازی آنلاین میکنیم که دوریمونو کمتر حس کنیم.... بعد دست به یکی کردیم یه نفر دیگه رو ورشکسته کردیم توی بازی.... بعدتر من ربات و مستر اچ رو هم ورشکسته کردم...میگفت نخیر من بهت کمک کردم فلان موقع.... گفتم اونموقع برابر کسی دیگه بودیم....پس زن و شوهری به چه دردی میخوره؟!!!خنده

بعد یهویی خیلی این دو تا کلمه تو ذهنم غریبی کرد...ولی یکم مکث کردم و یادم اومد واقعا ازدواج کردیمااااااا.... قند تو دلم آب شد همچین....خنده

کلی ذوقشو کردم براش جیغ ویغ کردم..... آخ که چقدر داشتنش عالیه....دلم براش خیلی خیلی تنگ شده... دوس دارم درس و دانشگاه رو ول کنم برم پیشش...

کاش زودتری به دهه اول تیر میرسیدیم و امتحانامون ته میکشید میپریدم میرفتم پیشش....

دوست داشتنش خوبه....خیلی خوب...

امیدوارم توی زندگی هاتون به عشق برسین.... عاشق بودن حقیقتا لذت بخشه.... و بودن کنار کسی که دوسش دارین از اونم لذت بخش تر....

.................................................................................................

عکسای آتلیه اینجا هم گرفتم...دوسش دارم....

با دوس جان رفتیم و یه سری آتلیه ها رو برای فیلمبرداری مجلسش دید....و آخر هم با یکیش که آشناتر بود قرارداد بست....منم رفتم و نمونه کار دیدم حسابی برای خودم...البته که هنوز فرصت زیاده....

..................................................................................................

گفتند که او عاشق گیسوی کمند است

موهای من از عصر همان روز بلند است...

_ مه سو _

  • ۱۵
آسـوکـآ آآ
حتما عزیزکم:-*
:***
آسـوکـآ آآ
حتما عزیزم
بهم دو جزء دیگه هم بگو بخونم
ااااا هستی که عزیز جان...حتما حتما... :*جز 24 و 25 هم برای شما....مرسی از لطفت:* التماس دعای فراوان فراوان...
آسـوکـآ آآ
به به
به
الهی همیشه خوشبخت باشید :)
(عزیزم اگه جزئی مونده من می خونم، بهم بگو حتما که ختم کامل شه )
عزیزمی مهربونم....من که هر طوری شده کاملش میکنم :***
ولی اگه علاقه داری به بیشتر تلاوت کردن، بهم خبر بده که بهت جز بدم....هنوز 4 جز مونده ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
قلب تو کبوتر است ؛ بالهایت از نسیم ؛ قلب من سیاه و سخت ؛ قلب من شبیهِ ... بگذریم /// دور قلب من کشیده اند یک ردیف سیمِ خاردار ؛ پس تو احتیاط کن جلو نیا برو کنار /// توی این جهان گنده ، هیچ کس با دلم رفیق نیست ؛ فکر می کنی چاره دلی که جوجه تیغی است ... چیست؟! /// مثل یک گلوله جمع می شود جوجه تیغی دلم ؛ نیش می زند به روح نازکم ، تیغ های تیز مشکلم /// راستی تو جوجه تیغی دل مرا ، توی قلبت راه می دهی؟ او گرسنه است و گمشده ، تو به او پناه ... می دهی؟ /// باورت نمی شود ولی ... جوجه تیغی دلم ، زود رام می شود ... تو فقط سلام کن ، تیغ ها ی تند و تیز او ... با سلام تو ، تمام می شود ....................................
Designed By Erfan Powered by Bayan