واژه واژه سطر سطر زندگی

عاشق اسمم می شوم، وقتی... تو صدایم می کنی

همچین دانشجوی قشنگی!!! نه منظورم زرنگی!!! :دی

  • ۰۰:۰۳

امروز وسایل برقی رو از انبار تحویل گرفتیم و یخچال رو گذاشتیم توی پارکینگ همسایه ی قدیمیمون....کلی هم تعارف زدن که لباسشویی و ظرفشویی رو هم بذارین که تشکر کردیم... میگن همه چیز قدیمیش خوبه هاااا.....اینم از همسایه ی قدیمی.... خداییش عمرا مثل همسایه های قدیمی جایی پیدا شه.... ما الان چند ساله این همسایه ی روبرویی آپارتمانمون هستن....خیلیم خانواده ی خوبی هستنا....در آپارتمانمون روبروی همدیگه س...فاصله ش هم کمتر از 2.5 متره... بعد باورتون میشه تا حالا شاید سر جمع 6 دفعه در حد سلام علیک بیشتر همدیگه رو ندیدیم..... نمیکشن انگار.... کششی نیست...حالا نه که ما هم از اون خانواده گرم ها باشیم هااااااا.... ما هم سرمون به کار خودمون جمع هست.... اونام همینطور....

ولی خب قدیما.... واقعا همسایه ها برای هم خانواده بودیم.... من یادمه خونه قدیمیمون که بودیم تولدای ما میشد خانم همسایه کناری خیلی کیک های خوبی میپخت.... زحمت کیک تولدامونو میکشید.....چقدرم قشنگ.... خرگوش....خرس....یا یکی از همسایه ها پدرشون فوت کرد ، مامانم و خانم همسایه روبرویی رفتن قبل از اینکه اقوامش برسن خونه و زندگیشو جمع و جور کردن و تمیز.... زنگ زدن آمبولانس اومد پدرشونو برد.... خانم همسایه رو روبراهش کردن.... یا خیلی مسائل دیگه.... کمک دست هم بودن..... یا حتی شده بود یهو همسایه نون بخره برای همسایه ش.... اینقدر از هم با خبر بودن.... بعد حالا چی!؟! این حجم از بی مهری؟!!! اینروزا اقوامت هم میخوان بیان خونه ت و برن توقع داری از یه مقداری بیشتر نشه!!!! البته این چیزا برای همه صدق نمیکنه هاااااااااا....

خلاصه یخچال رو آوردن باز کردن چک کنیم آقای همسایه قدیمی یه عالمه دعای خیر کرد قبل باز کردنش.... برای من و مستر اچ.... خود کارگر مغازه همینطور.... با کلی دعای خیر بازش کرد.... یه سری هدیه ها هم از مغازه برامون آورده بودن.... یه تقویم رومیزی....یه تقویم و دفترچه یادداشت که بالاش ساعت داره و جون میده کارای روزانه رو نوشت......یه دونه متر....

بعدم بابا پرسیدن اوضاع قیمت چطوره؟!!!! نزدیک 2 تومن یخچالی که خریدم گرونتر شده!!!!!!! یا خداااااااا قراره مردم چکار کنن؟!!!!

فکر کردن به زندگی خیلی خیلی سخته...... امیدوارم دست همه پر باشه.... و هیچ مردی شرمنده ی روی همسر و بچه هاش نباشه ....

...........................................................................................

ست آشپزخونه ی خوشگلم آماده شد.... امروز خانم خوش سلیقه ای که بهش سفارشو داده بودم عکس هاشو فرستاد تا اگه چیزی کم و کسر هست یا ایرادی میبینم بگم که درستش کنن.... قرار شد یه چند تا پاپیون خوشگل بهش اضافه شه....

هی عکساشو نگاه میکنم هی قند توی دلم آب میشه....اینقدر که دوستش دارم....منتظرم حقوق بابا رو واریز کنن پولشو واریز کنم که برام پستش کنن....

حالا اگه درخواستا برای دیدن خریدام زیاد بود عکساشو خصوصی میذارم وبلاگ و به دوستانی که خواستن رمز رو میدم....

.............................................................................................

چیزی تا شروع امتحانام نمونده....امتحانا هم نزدیک یه ده روزی طول میکشه و تموم.... یعنی هنوز حقوق بابا واریز نشده یه عالمه ش تو نوبته که خرج شه!!!!! الهی شکرت....

هنوز هیچ درسی نخوندم!!!! اینچنین دانشجوی شب امتحانی ای هستم من!!!!!

میدونم خیلی زرنگم اصلا نیاز به تعریفتون نیست خنده

من همونم که برای درس آمار که بلد نبودم گریه میکردم!!!! هنوزم همون چندتا مبحث رو یاد نگرفتم!!!! به هر کی هم میگم بلد نیست بهم یاد بده!!!! خدا بدادم برسه فقط....

_ مه سو _

  • ۴۶
مطهره
جدی میگی؟آخ جون
ممنون که برام میفرستی
حتما...فقط الان لپ تاپم خاموشه روشن کردم میفرستم الان با گوشی هستم دسترسی به ایمیلم ندارم
فری خانوم
مبارکت باشه عزیزم
خرید جهیزیه خیلی ذوق و شوق داره
منم دوست دارم عکساشو ببینم
اینجا می ذاری یا کانال داری؟
من رفت و آمد با همسایه رو دوست ندارم در حد همین سلام و علیک تو کوچه و راه پله خوبه خخخخ
والا ما ی همسایه داریم ایتقدر هواشو درایم و می کنیم ولی گاهی یه رفتارهایی میزنه که 😕

سلامت باشی...چشم رمز رو میفرستم برات
همینجا توی خصوصی گذاشتم عکسا رو
من فضولی رو دوس ندارم در امور همسایگی ولی دوست بودن و رفت و آمد گاهگاهی بدم نمیاد
کلوئه ..
مبارک‌ باشه عروس خانووم:))


عکسا رو‌گذاشتی به منم رمز بده لطفا، دوست می‌دارم ببینم :)
ممنون...چشم...
انتخاب هایم مرا به اینجا رساند
سلام بر مه سو جان

آقا ما که تلگرام منتظر عکس های خوشگلت هستیم
منم دلم ضعف رفت با تعریف های تو
انشالله به خوشی بخری به خوشی بچینی تو خونت و به خوشی استفاده کنی

مامان من دوستای مدرسش رو هنوز داره
رفت و آمد می کنیم
خیلی قدیمی ها بهترن
منم همیشه با دوستای مامانم این ور اون ور میرفتم با اینکه هم سن نبودیم ولی دوست های خوبی بودن
اوهوم قدیمی ها خودشونو اثبات کردن که موندن انگار...
نه بابا اونقدا دیگه ضعف نداره وسایل من....البته این خریدای آخرمو دوس دارم خداییش ولی خب قدیمی ترها شوق های یهویی بودن...
Reyhane R
مبارکت باشه.اصلا خرید کردن حال آدم رو خوب میکنه.مخصوصا جهاز خریدن.😊
خدا انشاالله به پول باباتون هم برکت بده.
منم دوست دارم عکسا رو ببینم اگه بشه.☺
ممنون ریحانه عزیز....چشم حتما...
یاس بنفش
چقدر از داستان همسایه ها دلم گرفت 
الحق همسایه های قدیم همسایه واقعی بودن
اوهوم موافقم....
Vafa 1192

مبارکت باشه عروس خانووووم :)

به منم رمز بدیاااا

منم یه دونه امتحان دارم  فاینال  :( سه شنبه از الان دارم میخونم چون قراره برم مسافرت نیستم بخونمش :))

خوش به حالت خوندی حداقل!!!!! من برا امتحان زبان تخصصیمم که اولین امتحانمه تنبلی کردم نخوندم!!!!
چشم حتما...
مطهره
مبارکت باشه همه چی عروس خانم دانشجو...
کاش رمزی نکنی پست خریداتو....اخه من وبلاگ ندارم...چند ماه بیشتر هم نیست که میخونمت خواهرم هم عقد کرده است و دوس دارم خریداتو ببینم ایده بگیرم...
شوخی کردم...راحت باش عزیزم...خونه ی مجازی خودته
ممنون عزیزم....اگه ایمیل بذاری رمزشو میفرستم برات حتما....چرا که نه؟!!!
من چون ممکنه آشنا اینورا رد شه مجبورم عکس خریدا رو رمزی بذارم...تنها دلیلش همینه اگرنه چیز خاصی که نیستن :)
تازه بگم من از وسایلم عکس زیادی ندارم....بیشتر از وسیله هایی عکس دارم که یهو کسی درخواست کرده ببینه....یا مثلا میخواستم چیزی بخرم که بهش بیاد عکسشو گرفتم که داشته باشم.... :)
لیمو جیم
مبارکه عزیزم.ایشالله با دل خوش و تا اخر عمر همینطوری برای زندگیتون ذوق داشته باشی :)

+ولی غمناک بود اون داستان همسایه ها... واقعا چقدر همسایگی های خوبی داشتیم قدیما.حالا اما هر کی سرش توی لاک خودشه 
+منم دوست دارم عکساشونو ببینم بیشتر واست ذوق کنم *.*
مرسیییییییییییییییی.....ان شا الله....من امروز خیلی خوشحالم...هم ست پارچه م تغییراتی که میخواستم روش اعمال شد....هم عکسای خوشگلشو باز دیدم....هم خبر خوب از طرف دخترعموم رسید حالا بعدا توی وبم مینویسمش....
و واقعا همه سرشون رفته توی لاک خودشون.... اونوقتا من یادمه خیلی وقتا همسایه ها به دادمون میرسیدن خیلی مواقع....ما میرفتیم سفر کلید رو میدادیم دست همسایه چراغ روشن کنه....مامان اینا نبودن ما رو میسپردن به خانم همسایه .... یهو با هم میرفتیم اینور اونور.... چه شبایی کنار هم سحر میکردیم.... حتی مواقعی بود برا سحری بیدارمون میکردن... بعد حالا همسایه ت باهات سلام علیک هم کنه خیلی از جوونا برداشت میکنن که داره تو زندگیشون دخالت میکنه....
ان شا الله عکسا رو براتون میذارم :)
عکسای دیگه هم از بقیه ی خریدام هست....شاید توی یه پست مفصل بذارم....
آسـوکـآ آآ
به سلامتی و میمنت و مبارکی عزیزم

ممنونم عزیزم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
قلب تو کبوتر است ؛ بالهایت از نسیم ؛ قلب من سیاه و سخت ؛ قلب من شبیهِ ... بگذریم /// دور قلب من کشیده اند یک ردیف سیمِ خاردار ؛ پس تو احتیاط کن جلو نیا برو کنار /// توی این جهان گنده ، هیچ کس با دلم رفیق نیست ؛ فکر می کنی چاره دلی که جوجه تیغی است ... چیست؟! /// مثل یک گلوله جمع می شود جوجه تیغی دلم ؛ نیش می زند به روح نازکم ، تیغ های تیز مشکلم /// راستی تو جوجه تیغی دل مرا ، توی قلبت راه می دهی؟ او گرسنه است و گمشده ، تو به او پناه ... می دهی؟ /// باورت نمی شود ولی ... جوجه تیغی دلم ، زود رام می شود ... تو فقط سلام کن ، تیغ ها ی تند و تیز او ... با سلام تو ، تمام می شود ....................................
Designed By Erfan Powered by Bayan